خرید بک لینک

درباره سایت

  نیلومن

امکانات وب

سلام خدا جون خدا بزار تا از اسمم شروع کنم شاید فراموش کرده باشی اسم محسن و فامیلم صابری حقیقی در حال حاضر داخل دبیرستان تیزهوشان درس میخوانم رشته ریاضی ولی از جایگاهم راضی نیستم خانوادم هم تا دلت بخواد هوام رو دارن هر چی خواستم رو برام فراهم کردن همه چی دارم و هیچ کمبودی داخل زندگی ندارم از اینا بگذریم بیا یکار بکنیم من از روز اول زندگیم میگم برات خدا ببخشیدا ولی بیشتر روی خاطرات تلخ زندگیم کار میکنم اخه هرچی فکر کردم از کوچیکیم خاطرات خوب یادم نیومد خب شروع میکنیم از اون جایی که من یادم میاد کوچیکی هام رو با روشن دختر عموم گذروندم یادش بخیر سک سک خریادامه مطلب

برچسب: رفتن به برج میلاد,رفتن به برج میلاد با مترو,رفتن به برج میلاد با اتوبوس,رفتن به بیمارستان میلاد,رفتن به برج میلاد با تاکسی,رفتن بالای برج میلاد, نویسنده: بهراد طاهری تاريخ: يکشنبه 2 آبان 1395 ساعت: 14:35

داستان های نوشته شده بدون بازخوانی متن میباشد

پس

امکان اشتباه در نوشتار یا جمله بندی زیاد هست

برچسب: نکته مهم,نکته مهم خانه داری,نکته مهم زندگی,نکته مهم درسکس,نکته مهم در مدیریت زمان,نکته مهم ریاضی هفتم,نکته مهم بارداری,مهمترین نکته قانون جذب,مهمترین نکته های دوران نامزدی,نکته های مهم زندگی, نویسنده: بهراد طاهری تاريخ: يکشنبه 2 آبان 1395 ساعت: 14:35

سلام خدا قرار بود درباره اولین باری که یکی بهم گفت داداش حرف بزنم خدا وقتم کمه پس درجا شروع میکنم من از دوم راهنمایی عاشق کامپیوتر بودم و همیشه داخل اینترنت چرخ میزدم ولی اون زمان دنبال کد های خاص بودم برای ساخت وب یا برنامه نویسی تا این که وارد دبیرستان شدم اول دبیرستان به امیرحسین دوست شدم و بیشتر اوقات با هم بودیم ولی کارمون به درد و دل نرسیده بود فقط برای هم یه دوست بودیم تا این که کارنامه خرداد من رو دادن و من ۳ تا درسم رو قبولی مدرسه نیورده بودم اعتراض گذاشتم و نمره دوتا درس درست شد یکی مون که شهریور رفتم پاس کردم داخل مدت زمان خرداد تا شهریور من وادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهراد طاهری تاريخ: يکشنبه 2 آبان 1395 ساعت: 14:34

سلام خدا ببخشید دیر شد خودت میدونی چرا دیر شد تمام این مدت داشتم چت میکردم ببخشید دیگه حالا ادامش بین همون چت هامون امیر عاشق النا شد و فهمیدیم زهرا هم عاشق یه پسره پسره رو برای زهرا امتحان کردیم روش نمیومد پسر بدی باشه ولی هم کلاسی یعنی دوست صمیمی پسره اصلا ادم درستی نبود به گفته خودش واقعی چند بار با دخترا رابطه داشته خب بگذریم النا برای این که با زهرا و امیر بحثش شد دیر به دیر میومد مثلا یه مدت طولانی آنلاین نمیشد وقتی هم میومد به من خبر میداد بعضی اوقات هم میگفت به کسی نگو که من اومدم داخل همون روزا امیرم میگفت من عاشق النا هستم این داستانا تا امتحاادامه مطلب

برچسب: چت روم ۲۰۰۰گپ,چت روم ۲۰۰۰,چت روم 2 نفره,چت روم 2 عاشق,چت روم 2 دلیا,چت روم 2 قلب عاشق,چت روم 2 لاو,چت روم 2یار,چت روم 2 اف ام,چت روم 2 فرم انلاین, نویسنده: بهراد طاهری تاريخ: يکشنبه 2 آبان 1395 ساعت: 14:34

صفحه بندی